
فاز سیاسی
تا 7 ماه می 2026، مهمترین تغییر بازار نه پایان بحران، بلکه عمیقتر شدن شکاف میان امید دیپلماتیک و ریسک عملیاتی بود. از یک طرف، رویترز به نقل از منابع نزدیک به گفتوگوها گزارش داد که واشنگتن و تهران به یک یادداشت کوتاه برای توقف جنگ نزدیک شدهاند و تهران قرار است ظرف 48 ساعت آینده روی بخشهای کلیدی آن نظر بدهد. از طرف دیگر، همان گزارشها نشان میدهد که هنوز موضوعهای اصلی مثل بازگشایی کامل تنگه هرمز و بعضی مطالبات راهبردی آمریکا حل نشده و نتیجه نهایی قطعی نیست. همزمان، ترامپ هم از «پایان سریع جنگ» حرف زده و هم تهدید کرده در صورت شکست مسیر توافق، فشار دوباره برمیگردد؛ همین تناقض باعث شده بازار خبر توافق احتمالی را جدی بگیرد، اما آن را معادل آرامش پایدار نداند.
فشار منطقهای و تنگه هرمز
در همین فاصله، خروج امارات از اوپک و اوپکپلاس ضربه سیاسی مهمی به انسجام جبهه تولیدکنندگان نفت زد و نشانه داد که حتی داخل بلوکهای سنتی انرژی هم شکاف در حال بزرگتر شدن است. همزمان، در دریا هم ریسک پایین نیامد: رویترز گزارش داد یک کشتی کانتینری در عبور شبانه از تنگه هرمز هدف قرار گرفت و این حادثه یکی از دهها رخداد دریایی ثبتشده از زمان شروع جنگ بود. طرح دریایی ترامپ برای همراهی کشتیها، یعنی همان پروژهای که به نام Project Freedom مطرح شد، هم موقتا متوقف شد؛ در جبهه لبنان و اسرائیل نیز آتشبس هنوز شکننده است؛ گفتوگوها ادامه دارد، اما حمله هوایی اسرائیل به جنوب لبنان در 6 مه نشان داد این جبهه هنوز میتواند دوباره به بازار ریسک برگردد.
قیمت نفت برنت
بازار نفت این تناقض را خیلی شفاف نشان داد. برنت در ابتدای هفته، با ریسک تنگه هرمز و ادامه محاصره دریایی، تا محدوده حدود 115 دلار بالا رفت؛ اما با خبر نزدیک شدن دو طرف به تفاهم اولیه، بخشی از پریمیوم جنگی تخلیه شد و تا 6 مه به حدود 101 دلار برگشت. در گزارش رویترز، دلیل این عقبنشینی روشن است: بازار روی امکان توقف جنگ و کاهش ریسک مسیرهای انرژی حساب کرد، هرچند هنوز نتوانسته به بازگشت ثبات کامل باور کند. در کنار این، شوک انرژی فقط به نفت محدود نمانده و نگرانی درباره فشار بر رشد جهانی، تورم، هزینه سوخت و حتی امنیت غذایی را بالا نگه داشته است. سفر برنامهریزی شده ترامپ به چین در نیمه ماه می هم فعلا بیشتر یک متغیر سیاسی است تا عامل مستقیم آرامش بازار؛ چون هنوز تمرکز معاملهگران روی اتفاقات خاورمیانه است.
فیول و قیر در آسیا
در بازار قیر، افت قیمت آرامتر از نفت بود، روز پنجشنبه فیول 180 سنگاپور حدود 743 دلار در هر تن و فیول 180 خلیج فارس حدود 677 دلار ثبت شد؛ یعنی بازار فیول هنوز بخشی از ریسک را در خود نگه داشته است. اما در قیر، تصویر آسیا کمی نرمتر شده است: روز پنجشنبه قیر فوب سنگاپور به حدود 550 تا 560 دلار رسیده و قیر فوب کره جنوبی حدود 495 دلار معامله شد؛ هر دو نسبت به هفته قبل پایینتر، آن هم بهدلیل ضعف تقاضای منطقهای و بهتر شدن عرضه. در چین هم تقاضا وجود دارد، اما خریدها هنوز کند و محتاط است؛ بازار بیشتر مصرف از موجودی را ترجیح میدهد تا خرید هجومی.
بازار قیر هند
در هند، مهمترین تغییر این بود که بازار از فاز «شوک قیمتی» وارد فاز اصلاح محدود شده است. شایعاتی از برخی پالایشگاه های داخلی هند در خصوص کاهش قیمت ها مشاهده می شود با این حال، این به معنی ارزانی قیر در بازار هند نیست. بلکه هند از فاز کمبود هیجانی عقب نشینی کرده، اما هنوز به ثبات نرسیده.
بازار قیر اروپا
در اروپا، برخلاف آسیا، بازار هنوز وارد فاز افت جدی نشده است. محدوده صادراتی اروپا از 616 تا 640 دلار بوده است. یعنی اروپا از فاز جهش شدید ماه مارس عبور کرده، اما هنوز در فاز قیمت بالای نسبتا پایدار قرار دارد. دلیل اصلی هم روشن است: رشد هفتگی نفت و فیول از بازار اروپا حمایت کرده و در بعضی نقاط، محدودیت عرضه پالایشگاهی هنوز اجازه نمیدهد قیمتها سریع پایین بیاید.
بازار قیر ایران
در ایران، مسئله همچنان بیشتر از آنکه «قیمت» باشد، قابلیت اجرای واقعی صادرات است. فعالیت صادراتی ایران همچنان تا حد زیادی متوقف مانده، چون اختلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز در کنار محاصره دریایی آمریکا تجارت را محدود کرده، اکنون در ایران، سوال اصلی این نیست که «چه قیمتی به مشتری داده شده»، بلکه سوال این است که چه چیزی واقعا قابل اجراست.
راضیه گیلانی از Infinity Galaxy:
در این بازار، خطای اصلی این است که خریدار هنوز با منطق روزهای عادی تصمیم بگیرد. امروز مزیت واقعی فقط در پایینتر بودن عدد نیست. مزیت واقعی جایی است که قیمت درست با درک درست و حضور واقعی همراه شود. فروشندهای که از دور فقط عدد میدهد، ممکن است برای لحظه اول جذاب به نظر برسد، اما وقتی مسیر حمل، ریسک تنگه هرمز، وضعیت کشتی و زمان تحویل تغییر میکند، همان عدد میتواند برای مشتری تبدیل به هزینه پنهان شود. در چنین شرایطی، خریدار حرفهای باید بیشتر از همیشه بین «قیمت نمایشی» و «قیمت قابل اتکا» فرق بگذارد. بازار اکنون به کسی پاداش نمیدهد که فقط سریعتر قیمت بدهد؛ بازار شرکتی را انتخاب می کند که وقتی شرایط عوض میشود، همچنان پاسخگو بماند و معامله را از روی کاغذ به اجرا برساند.
دیدگاه شما